نظر علي الطالقاني
191
كاشف الأسرار ( فارسى )
تنبيه [ معنى مثل اعضاء بودن خدا مر بنده را و بنده مر خدا را ] در زيارات ائمه ( ع ) بخصوص امير المؤمنين ( ع ) بسيار ديدهاى كه آن بزرگوار عين اللّه و اذن اللّه و يد اللّه و جنب اللّه است و در حديث قدسى معروف است كه لا يزال العبد يتقرّب الىّ بالنّوافل حتّى احبّه فاذا احببته كنت سمعه الّذى يسمع به و . . . 186 و در ظاهر چنين به نظر مىآيد كه مضمون حديث قدسى بالاتر است و آن كه خدا به جاى چشم و گوش و دست او باشد برتر است از آن كه او به جاى چشم و گوش و دست خداست و اين توهّم خلاف تحقيق است . بيانش اين است كه باء سببيّه هم در عالى استعمال شود ، مثل آيهاى كه در كهف است ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ 187 و مثل به نستعين 188 و گاهى در دانى استعمال شود مثل وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها 189 و گاهى زير دست را دست بزرگ خوانند و گاهى زبردست را دست كوچك نامند . پس اگر شاه گويد اين وزير دست من است و من به او چنين و چنان كنم معنى اين كلام اين است كه فيض من به دست او جارى به رعيت مىشود و خواهش مرا او به عمل آورد و هيچ خلاف نكند بلكه او بجز خواهش من خواهش ندارد چنانچه دست تو به غير از اينكه آمادهء خدمت توست خواهشى ندارد ، و همهء رعيت به واسطهء او به من ملتجى شوند چنانچه سائل دست تو را نگاه مىكند . و اگر شاه گويد او به سبب من مىكند آنچه مىكند و من خود را دست او قرار دادهام ، شكى نيست كه معنى اين سخن اين است كه من خود كفيل اويم و كارهاى او را خودم به انجام رسانم و نگذارم كه به احدى محتاج باشد و چشم اميدى به غير من داشته باشد . و معنى چشم و گوش و زبان و غير اينها نيز از معنى دست ظاهر مىشود . يعنى آنچه ببيند من به چشم او آورم و آنچه بشنود من به او شنوانم و آنچه بگويد من به زبان او جارى سازم . حاصلش اين است كه او را توفيق دهم كه همهء افعال و اعمال او بر طبق خواهش من شود . و معنى بلندتر در مشرب عشاق سيّما به قرينهء لفظ محبت و تقرب اين است كه شخص برسد به مقامى كه به چشم دل آشكار بيند معنى لا إله الّا اللّه و حقيقت ( لا مؤثّر فى الوجود الّا اللّه ) 190 را ، پس آنچه او ديده خدا ديده و آنچه او شنيده خدا شنيده و او بلا - تشبيه به منزلهء آلت بوده و كذا آنچه او ديده خدا به او نموده و آنچه شنيده خدا به او شنوانده بلكه آنچه ديده خدا را ديده يعنى جلوه و ظهور حق را در او ديده و آنچه شنيده صوت خدا را شنيده و هكذا . و به عبارت اخرى هميشه معنى جنبهء يلى الرّبّ مخلوق ، جهت ترقى و